مه یاس کوچولوی مامه یاس کوچولوی ما12 سالگیت مبارک

..... دختری به زیبایی ماه ، به لطافت گل یاس ......

شیرین ترین بخش حامگی من ..............

1393/3/30 9:51
نویسنده : سعیده
968 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخمل قشنگم سلام عشق من

الهی فدای شما بشم که این قدر شیرینی

روز چهارشنبه وقت دکتر داشتم والبته دکترم رو عوض کردم و خیلی هم راضی بودم

دکتر اول از همه وضعیت خودم رو چک کرد و من خوابیدم روی تخت و خانم دکتر چشمامو نگا کرد بعد پاهام که ورم نداشته باشن بعد هم صدای قلبم و وضعیت سینه هام که قراره شما دخمل گلم ازش شیر بخوری و بعد هم با دست گذاشتن روی شکمم وضعیت شما رو چک کرد و بعد هم دلنشین ترین صدایی که تابحال شنیدم صدای قلب کوچولوت بود  و در آخر گفت همه چیز خوبه هم وضعیت خودت و هم وضعیت نینی . خداروشکر نی نی هم رشد خودشو کرده و بعد برام فقط آهن نوشت و گفت ویتامین احتیاج نداری اگه ویتامین برات تجویز کنم چاق میشی. و بعد من بهش گفتم ماهی نمیخورم و برام امگا3 نوشت و گفت هفته ای دوتا بخور. من به دکتری گفتم نینی هنوز تکون نمیخوره و گفت چون بارداری اولت هست من برا تکون خوردنش بهت سه هفته دیگه وقت میدم و هنوز دیر نیست

خداروشکر همه چیز خوب بود

اما شبش که میخواستم بخوابم احساس کردم یه چیزی داره تو دلم جابجا میشه دستمو رو شکمم گذاشتم و حسش کردم به بابایی گفتم اونم دستش رو گذاشت و گفت اره دخملون داره ورجه وورجه میکنه و کلی ذوق کرد اون شب تا وقتی شما تکون میخوردی منم بیدار بودم و قربون صدقت میرفتم حتی صبح هم موقع نماز تکون خوردنت رو حس میکردم.

دیروز هرچی که از تکون خوردن شما خوشحال بودم یک موضوع دیگه باعث شد ناراحت بشیم ..........

 

بابایی وسط هفته یک چکاب کلی داده بود، دیروزکه رفته بودجواب آزمایشاتش رو بگیره دکتر گفته بود همه آزمایشا خوبه، فقط آزمایش ادرار توش خون دیده شده و دوباره آزمایش تکرار شده و جوابش همون بود.

دکتر گفته بود به احتمال زیاد سنگ کلیه داری و یا عفونت و براش سونوگرافی نوشته بود

جواب سونو رو که گرفتیم نوشته بود چند سنگ با نمای شاخ گوزنی با قطر بیش از 50mm در سیستم کلیه راست رویت شد

ولی اصلا بابایی تا الان دردی نداشته آخه چطور ممکنه؟!!!

بابایی یکم ترسیده آخه میگن درد سنگ کلیه حتی از درد زایمان هم بیشتره

خداجون خودت کمکش کن  نگذار من شاهد درد کشیدنش باشم

من از دیروز که فهمیدم همش بغضم میگیره و اشک تو چشم جمع میشه اما خودمو کنترل میکنم که جلوی شوهری بروز ندم

دیشبم سردرد بدی شده که مجبور شدم نصف قرص استامینیفون ساده بخورم

ببخش دخترم ............

تو که به خدا نزدیکی برا بابایی دعا کن

دوست دارم عشق کوچولوی من......

پسندها (5)

نظرات (6)

مامان مینا
5 تیر 93 11:38
سعیده جون عزیزم خوبی؟خوشی؟دخمل نازت چطوره؟اسمش چی شد بالاخره؟ گلم خیلی خوشحال شدم برای خوشحالیت و تکونای دخملت. برای باباییش هم دعا میکنم دفع راحتی داشته باشه و دردسر نشه.انشاالله که روزای پراز شادی پیش رو داشته باشین و همه چی به خوبی پیش بره.
سعیده
پاسخ
ممنون عزیزم دخترمم خوبه ولی هنوز تو انتخاب اسمش موندم خودم حلما رو دوس دارم ولی خواهرام میگن نه جالب نیست شاید مه یاس گذاشتیم البته شوهری میگه زینب
مامان معصومه
5 تیر 93 13:16
مبارک باشه تکون خوردن دخملت
سعیده
پاسخ
ممنون گلم
مامان ایلیا
8 تیر 93 14:20
سلاااام سعیده جون مبارک باشه تکونای گل دخترت،واقعا که این قسمت بارداری لذت بخشه ایشالله به حق این ماه عزیز همسرتون هم خوب میشن ومشکلی پیش نمیاد
سعیده
پاسخ
ممنون گلم
مامان نــــاديــــا
13 تیر 93 10:37
سلام سعيده جون خداروشکر که همه چي داره خوب پيش ميره تکون خوردن گل دختريتم مبارک باشه حس خيلي قشنگيه با اينکه هنو نتونستم لمسش کنم ايشالله همسرتم با استراحت و تجويز پزشک حتما بهتر ميشه مراقب خودتون باشيد
سعیده
پاسخ
سلام نادیا جون ایشالا نی نی کوچمولوی شما هم زود زود تکون تکون میخوره و برای مامانش دلبری میکنه عزیزم
مامان مژده
21 تیر 93 16:47
سلام سعيده جونم خيلي مواظب خودت و دخترگلت باش عزيزم خيلي حس خوبيه وقتي لگدميزنن انگار ميخوان همين الان بيان بيرون ههههههه ما دخملامون تقذريبا يه سن هستن
سعیده
پاسخ
آره عزیزم خوشحال میشم مهمون همیشگی وبم باشی مژده جون
مامان سمیه
3 مرداد 93 20:52
سلام سعیده جون من برا دخترم اسم اویسا (پاک و ذلال شبیه اب )را انتخاب کردم.شما اسم انتخاب نکردید.ظاهرا نینی من دو هفته بزرگتره
سعیده
پاسخ
سلام عزیزم اسم قشنگی هست من هنوز انتخاب نکردم فعلا مد نظرم مهیاس ، محیا و مهرسا هست ولی بازم مرددم و دنبال اسم قشنگتری هستم